مهرم نور

دشت سجّاده ی من
من ، وضو با تپش پنجره ها می گیرم
در نمازم جریان دارد ماه

جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
همه ذرات نمازم متبلور شده است
من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد ، گفته باشد سر گل دسته ی سرو
من نمازم را پی "تکبیرة الاحرام" علف می خوانم
پی قد قامت موج
کعبه ام بر لب آب
کعبه ام زیر اقاقی هاست
کعبه ام مثل نسیم می رود باغ به باغ 

می رود شهر به شهر
"حجرالاسود" من روشنی باغچه است!