در این صورت بار فقهی چنین نمازگزاری رسیده، ‌در حالی كه بار كلامی و اخلاقی وی همچنان بر زمین مانده است.» حضرت آیت الله جوادی آملی می‌فرمایند: «نماز صراط است و صراط با غفلت نمی‌سازد، زیرا اگر انسان غفلت كند، از صراطی كه از مو باریكتر و از شمشیر تیزتر است، سقوط می‌كند.» پس باید چاره‌ای بیندیشیم و بهترین راه حل را می‌توانیم از اهل فن بدست آوریم كسانی كه این راه را رفته و به مقصد رسیده‌اند.

بخاطر دارم یكبار از قول آیت الله علامه طباطبائی آن هم در زمانی كه ایشان در بستر بیماری بودند شنیدم كه ایشان در جواب كسی برای حضور قلب نسخه‌ای خواسته بودند، فرموده بودند: «توجه توجه توجه، مراقبه مراقبه مراقبه» از این فرموده حضرت آیت الله طباطبائی در می‌یابیم كه برای حضور ذهن در نماز باید ابتدا سعی كنیم توجه خود را به نماز و اذكاری كه در نماز می‌گوییم معطوف داریم و در این مورد كوشش كنیم و سپس برای حفظ این حالت مراقبت و پیگیری لازم است.





از حضرت آیت الله شیخ نخودكی در كتاب نشان از بی نشانها آمده است: «حصول این مرتبه (داشتن حضور ذهن در نماز) همچون خوشنویسی است بدون زحمت و مشقت و طول زمان ممكن نیست. نیك بنگر كه وقتی كسی می‌خواهد خوشنویس شود چقدر باید زحمت بكشد و مشق كند و خدمت اساتید كند و از آنها بگیرد تا بتوان او را خوشنویس نامید.»

در اینجا می‌بینیم كه نظر ایشان هم همینطور بوده و عقیده داشته‌اند كه برای بدست آوردن حضور ذهن و تمركز در نماز احتیاج به تمرین و ممارست می‌باشد و این حالت را نمی‌توان در مدت كوتاهی بدست آورد. حضرت آیت الله جوادی آملی دلیل حضور ذهن نداشتن را در كتاب مراحل اخلاق در قرآن اینگونه توصیف می‌كنند: «هرگاه ما بخواهیم كاری را انجام بدهیم، در آغاز، بر آن كار مسلط نیستیم و به اصطلاح آن كار برای ما ملكه نیست.

از این رو در آغاز آن را به دشواری انجام می‌دهیم تا در آن رشته مجتهد و متخصص بشویم و یا به تعبیر دیگر ملكه پیدا كنیم. خاطرات نیز چنین است. نخست با یك سلسله گفتن، شنیدن، شركت مجالس، خواندن برخی نشریات و ...

به تدریج خاطراتی در ذهن ترسیم می‌شود و هنگامی كه متراكم و فراوان شد، ‌زمینه شوق را فراهم می‌كند و در نتیجه، ملكه نفسانی پدید می‌آید كه بعد به آسانی خاطره‌ها را در ذهن زنده نگه می‌دارد و انسان را از یاد خدا و معاد غافل می‌كند از اینرو انسان طبیعی دائما به فكر مسائل لذتبخش مادی است.

تا هنگامی كه مشغول كار است نه تنها بدن كه فكر نیز مشغول كار است. آنجا ظاهر و باطن، هماهنگ است یعنی وقتی سرگرم است قلبش متوجه جای دیگری نیست، بلكه قلب و قالب هر دو متوجه كار لذیذ است.

كسی كه به مال دل بسته است در حال لذت بردن از مال و دلش است، لیكن هنگام نماز بدنش به ركوع و سجود می‌پردازد، ولی روحش متوجه مال است. گاهی انسان در كنار دوستانش می‌نشیند و سخنان عادی می‌گوید و احساس خستگی نمی‌كند، اما هنگامی كه به نماز می‌ایستد برای او دشوار است، زیرا با خدا مانوس نیست و سخن گفتن با كسی كه با انسان مانوس نیست ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مانویسم یا نه؟

باید ببینیم از خواندن قرآن كه سخن خدا با ماست و از خواندن نماز كه سخن ما با خداست، احساس ملال می‌كنیم یا احساس نشاط.»

سپس راه حل مشكل را این چنین عنوان می‌كند:

راه حل حواس پرتی در نماز

«آنچه گفتیم تحلیل درد بود،‌ راه درمان را نیز باید بشناسیم. چون تهذیب روح بدون شناخت درد و آشنایی با راه درمان آن ممكن نیست. راه حلی را كه قرآن ارائه می‌دهد یكی مراقبت از خود، و دیگری یاد خداست. انسان باید اولا مواظب جلسات، خواندنیها، شنیدنیها، خوردنیها و پوشیدنیهای خود باشد، مواظب باشد چه سخنی را می‌شنود و چه می‌گوید، دقت كند كه در كنار سفره غذای حلال می‌نشیند یا حرام؟‌

 لباسی را كه بر تن می‌كند باید گذشته از حلال بودن لباس شهرت نباشد. گاهی انسان در كنار دوستانش می‌نشیند و سخنان عادی می‌گوید و احساس خستگی نمی‌كند، اما هنگامی كه به نماز می‌ایستد برای او دشوار است، زیرا با خدا مانوس نیست و سخن گفتن با كسی كه با انسان مانوس نیست ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مانویسم یا نه؟

باید ببینیم از خواندن قرآن كه سخن خدا با ماست و از خواندن نماز كه سخن ما با خداست، احساس ملال می‌كنیم یا احساس نشاط. گاهی شخصی لباسی می‌پوشد تا مشهور شود و هنگامی كه از كوی برزن می‌گذرد لباسش جلب توجه كند. این نشان می‌دهد كه او گرفتار خودبینی است اگر انسان، مواظب جلسات علمی خود باشد و سخنی جز برای رضای خدا و به سود جامعه اسلامی نگوید به تدریج زمینه فراهم میشود تا به یاد خدا دل ببندد. وقتی به یاد خدا دل بست، به آسانی خاطره‌های خوب در ذهنش ترسیم می‌شود. از این رو قرآن كریم ذكر خدا را برای غفلت زدایی و قرب به حق به ما می‌آموزد.
هر یك از عبادت‌های معمولی حد و نصابی دارد ولی یاد خدا در دل و نام خدا بر لب حدی ندارد: «یا ایها الذین آمنو اذكروا الله ذكرا كثیرا (سوره احزاب، آیه 41).» كسی كه زیاد به یاد خدا باشد، برای وی علاقه به خدا ملكه و او در تعلق به حق و تخلق به اخلاق الهی متخصص، مجتهد و صاحب ملكه می‌شود.

در این صورت نه تنها در حال عبادت می‌فهمد كه با معبود خود سخن می‌گوید، بلكه در خارج از عبادت نیز به یاد حق است آنگاه فرق او با دیگران روشن می‌شود. دیگران در حال نماز حواسشان نزد خدا، قیامت و معارف نماز نیست و او در غیر حالت نماز نیز به یاد خدا و در نماز است.

«خوشا آنان كه دایم در نمازند .»

 پس نتیجه می‌گیریم برای بدست آوردن حضور ذهن در نماز باید ذكر و یاد خدا را فراموش نكنیم و در همه لحظات به یاد او باشیم نه این كه تنها در نماز بخواهیم به خدا بیندیشیم و متوقع هم باشیم افكار ما سكون و تمركز داشته باشد و این كه برای رسیدن به این آرزو باید تلاش كنیم و زحمت بكشیم و بدانیم كه خداوند اجر كسی را كه در راه او مجاهده می‌كند مضاعف می‌دهد و خودش ما را یاری خواهد كرد و به راه‌های خودش راهنمائیمان خواهد نمود.